|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Chizi az "Jashne Sadeh" midoonestid? |
|
(#1)
|
|||||
|
IP Newfangled Member
![]() Offline
Real Name: Noushin
Posts: 94
Join Date: Apr 2007
Location: London
Thanks: 375
Thanked 244 Times in 79 Posts
|
آتش متعلق به مردم سرزمين ايران است جشن سده که جايگاه آن به بزرگی جشنهاي نوروز و مهرگان ميرسد جشن پيدايش آتش است. زمان آن 100 روز از پايان تابستان گذشته و يا 50 روز و 50 شب به نوروز مانده است اين جشن بر پا ميشود. از نظر تاريخي نسبت اين جشن به هوشنگ شاه داده شده است. در شاهنامه آمده است كه روزي هوشنگ شاه با همراهانش در كوهي ميرفتند ناگهان چيزي دراز و تيره و سياه رنگ ديد كه ماري بود و هوشنگ سنگي گرفت و سوي مار پرتاب كرد كه آنرا بكشد .سنگ به سنگ ديگري برخورد كرد و چون هر دو سنگ چخماق بود جرقهاي پديدار شد و به بوته گرفت و مار فرار كرد. از اين رويداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نيايش كرد كه راز آتش را به او آشكار كرده است. دهم بهمن ماه را به نشانه گراميداشت اين اتفاق جشن ميگيرند. برخي نيز گويند: چون صد روز از زمستان بزرگ ميگذرد، ايرانيان جشن سده را برپا ميکنند. چون معتقد اندكه اوج و شدت سرما سپري شده و اين پديده نابساماني و سكون كه از كردار اهريمن است، توان و نيرويش رو به زوال است. پس همگان در دشت و صحرا گرد آمده و تلي بزرگ از خار و خس و هيزم فراهم ميكنند و با فرارسيدن تاريكي شب ميافروزند و اعتقاد دارند كه اين جلوه گاه فروغ اهورايي، بازمانده سرما را نابود ميكند. در روزگار قديم چون جشن سده فراز ميآمد مهمترين مراسمي را كه معمول ميداشتند و از دير باز تا كنون نيز برجاست آتش افروزي بوده است. آتش افروزي كه اساسا شكوه و جلال جشن سده بر آن استوار بوده و هست در پايان روز دهم و شب يازدهم انجام ميگرفت پادشاهان و بزرگان و مردمان ديگر هر يك به فراخور حال خود به تهيه هيزم و خار و خاشاك بويژه چوب گز ميپرداختند و كوههها و پشتههايي بلند از آنها ميساختند و آتش ميزدند. بعد از حمله تازيان به ايران که اين جشن به فراموشی سپرده شده بود مرداويج زياري برای اولين بار بعد از آزاد کردن اصفهان از حکومت تازيان دوباره اين جشن را در اصفهان برپا کرد و تمامی دشت و بيابان، تپه و كوه و دو طرف زايده رود را پر از آتش کرد و با آزاد کردن پرندگان در شب هنگامی که به پای آنان ظرفهايی مخصوص از آتش بطوری که به پرنده آسيبی نرسد به اين جشن شکوه بيشتری داد. دلقک ها، رقاصان و نوازندگان در اين شب مردم را شادمان ميکردند، از مردم با غذاها و نوشيدنی های گوناگون پذيرائی ميشد. اين پادشاه فرمان داده بود از تنه درخت خرما منبرها و قبههايي بسازند و درون آن را به خس و خاشاك و ني پر كنند و آتش بزنند پشته خار كه آتش گرفت چون به تندي فروزان ميشود بسيار تماشايي است زمانيكه شعلهها از شدت خود ميكاهد مردم از روي آن ميپرند. و بدين ترتيب او توانست دوباره روشنائی را به اصفهان و ايران برگرداند و فرهنگ ريشه ای ايرانی که ميرفت به فراموشی سپرده شود دوباره در جامعه شکوفا گردد. در مجالسي كه با حضور پادشاهان و بزرگان بر پا ميشد شمعها نصب ميكردند كه ميبايست تا هنگام غروب افروخته شود. گرد آتشي كه در حضور پادشاه يا بزرگی افروخته ميشد خواني ميگستراندند. شعرا قصايدي را كه در مدح جشن سده ساخته بودند ميسرودند و مردم به شادي ميپرداختند و از فراز تودههاي كوچك آتش ميپريدند. نغمه سرايي و دادن نمايشهاي جالب نيز در كنار آتش انجام ميگيرد و مراسم با شادي و سرور به پايان ميرسد. |
||||
|
|
|
| The Following 7 Users Say Thank You to NouNoush For This Useful Post: |
ALI_JOON_78 (1 Week Ago),
amir_master (4 Weeks Ago),
kamyarun (3 Weeks Ago),
mehrabanmk (1 Week Ago),
Momozoki (4 Weeks Ago),
mona55 (16 Hours Ago),
nabegheyegharn (4 Weeks Ago)
|
|
(#2)
|
|||
|
IP Bronze Member
![]()
Online
Posts: 592
Join Date: Jan 2008
Thanks: 504
Thanked 1,048 Times in 537 Posts
My Team:
|
mer30 aziz
matlabet new bud!!! ![]() آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همینجاست بخند دسته خطی که تو را عاشق کرد بازی کاغذی ماست بخند آدمک خر نشوی گریه کنی کل این دنیا سراب است بخند آدمک خدایی که تو بزرگش خواندی بخدا مثل تو تنهاست بخند ==>>amir_MA$T3R<<==![]() |
||
|
|
|
|
|
|
|
Advertisement
|
|
جوشکار جهنم -- Hell Welder-- |
|
(#4)
|
||||
|
IP Innovative Member
Offline
Posts: 18
Join Date: Feb 2008
Thanks: 4,294,967,295
Thanked 35 Times in 17 Posts
|
تقدیم به شما و سایر رفقای خرد گرا
جهاندار هوشنگ با رای و داد----------------- به جای نیا تاج بر سر نهاد بگشت از برش چرخ سالی چهل----------پر از هوش مغز و پر از رای دل چو بنشست بر جایگاه مهی-------------- چنین گفت بر تخت شاهنشهی که بر هفت کشور منم پادشا---------------- جهاندار پیروز و فرمانروا به فرمان یزدان پیروزگر-------------- به داد و دهش تنگ بستم کمر وزان پس جهان یکسر آباد کرد------------- همه روی گیتی پر از داد کرد نخستین یکی گوهر آمد به چنگ------------- به آتش ز آهن جدا کرد سنگ سر مایه کرد آهن آبگون----------- کزان سنگ خارا کشیدش برون یکی روز شاه جهان سوی کوه------------ گذر کرد با چند کس همگروه پدید آمد از دور چیزی دراز--------------- سیه رنگ و تیرهتن و تیزتاز دوچشم از بر سر چو دو چشمه خون----------------ز دود دهانش جهان تیرهگون نگه کرد هوشنگ باهوش و سنگ-----------گرفتش یکی سنگ و شد تیزچنگ به زور کیانی رهانید دست-----------جهانسوز مار از جهانجوی جست برآمد به سنگ گران سنگ خرد-----------همان و همین سنگ بشکست گرد فروغی پدید آمد از هر دو سنگ-------------دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ نشد مار کشته ولیکن ز راز---------------ازین طبع سنگ آتش آمد فراز جهاندار پیش جهان آفرین--------------نیایش همی کرد و خواند آفرین که او را فروغی چنین هدیه داد--------------------همین آتش آنگاه قبله نهاد بگفتا فروغیست این ایزدی-----------------------پرستید باید اگر بخردی شب آمد برافروخت آتش چو کوه----------------همان شاه در گرد او با گروه یکی جشن کرد آن شب و باده خورد----------------سده نام آن جشن فرخنده کرد ز هوشنگ ماند این سده یادگار---------------بسی باد چون او دگر شهریار |
|||
|
|
|
| The Following 2 Users Say Thank You to Hell_Welder For This Useful Post: |
ALI_JOON_78 (1 Week Ago),
NouNoush (1 Week Ago)
|
جوشکار جهنم --Hell Welder-- |
|
(#5)
|
||||
|
IP Innovative Member
Offline
Posts: 18
Join Date: Feb 2008
Thanks: 4,294,967,295
Thanked 35 Times in 17 Posts
|
کز آباد کردن جهان شاد کرد------------جهانی به نیکی ازو یاد کرد
چو بشناخت آهنگری پیشه کرد--------------از آهنگری اره و تیشه کرد چو این کرده شد چارهی آب ساخت--------------ز دریایها رودها را بتاخت به جوی و به رود آبها راه کرد-------------به فرخندگی رنج کوتاه کرد چراگاه مردم بدان برفزود--------پراگند پس تخم و کشت و درود برنجید پس هر کسی نان خویش------بورزید و بشناخت سامان خویش بدان ایزدی جاه و فر کیان---------------ز نخچیر گور و گوزن ژیان جدا کرد گاو و خر و گوسفند-----------به ورز آورید آنچه بد سودمند ز پویندگان هر چه مویش نکوست----بکشت و به سرشان برآهیخت پوست چو روباه و قاقم چو سنجاب نرم------چهارم سمورست کش موی گرم برین گونه از چرم پویندگان----------------بپوشید بالای گویندگان برنجید و گسترد و خورد و سپرد-----------برفت و به جز نام نیکی نبرد بسی رنج برد اندران روزگار------به افسون و اندیشهی بیشمار چو پیش آمدش روزگار بهی------------ازو مردری ماند تخت مهی زمانه ندادش زمانی درنگ---شد آن هوش هوشنگ بافر و سنگ نپیوست خواهد جهان با تو مهر-------------نه نیز آشکارا نمایدت چهر |
|||
|
|
|
| The Following User Says Thank You to Hell_Welder For This Useful Post: |
NouNoush (1 Week Ago)
|
|
(#6)
|
|||
|
IP Platinium Member
![]() Offline
Real Name: ALI
Posts: 2,103
Join Date: Jan 2008
Location: آواره در دنیا
Thanks: 7,741
Thanked 5,209 Times in 1,723 Posts
|
eival joshkare jahanam khosh amadi aziz
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی دانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولی دوست می دارم كه از خاك گلویم سوتكی سازد بدست كودكی گستاخ و بازیگوش كه او دم گرم خویش را بر گلوی سردم بفشارد تا خواب خفتگان بیدار شود ![]() ![]() ![]() |
||
|
|
|
| The Following User Says Thank You to ALI_JOON_78 For This Useful Post: |
NouNoush (1 Week Ago)
|
|
(#7)
|
|||
|
IP Platinium Member
![]() Offline
Real Name: ALI
Posts: 2,103
Join Date: Jan 2008
Location: آواره در دنیا
Thanks: 7,741
Thanked 5,209 Times in 1,723 Posts
|
are dar moredesh midonestam chand roze pish bod
![]() نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی دانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولی دوست می دارم كه از خاك گلویم سوتكی سازد بدست كودكی گستاخ و بازیگوش كه او دم گرم خویش را بر گلوی سردم بفشارد تا خواب خفتگان بیدار شود ![]() ![]() ![]() |
||
|
|
|
| The Following User Says Thank You to ALI_JOON_78 For This Useful Post: |
NouNoush (1 Week Ago)
|
جوشکار جهنم --Hell Welder-- |
|
(#8)
|
||||
|
IP Innovative Member
Offline
Posts: 18
Join Date: Feb 2008
Thanks: 4,294,967,295
Thanked 35 Times in 17 Posts
|
شبئ در حال مستئ ، تكيه بر جائ خدا كردم در آن يك شب خدايئ ، من عجايب كارها كردم جهان را روئ هم كوبيدم ، از نو ساختم گيتئ ز خاك عالم كهنه ، جهانئ نو بنا كردم كشيدم بر زمين از عرش ، دنيا دار سابق را سخن واضح تر و بهتر بگويم ، كودتا كردم خدا را بنده خود كرده ، خود گشتم خدائ او خدايئ ، با تسلط هم به ارض و هم سما كردم ميان آب شستم سر بسر برنامه پيشين هر آن چيزئ كز اول بود نابود و فنا كردم نمودم هم بهشت و هم جهنم هر دو را معدوم كشيدم پيش نقد و نسيه ، بازئ را رها كردم نماز و روزه را تعطيل كردم ، كعبه را بستم وثاق بندگئ را ، از رياكارئ جدا كردم امام و قطب و پيغمبر نكردم در جهان منصوب خدايئ بر زمين و بر زمان ، بئ كدخدا كردم نكردم خلق، ملا و فقيه و زاهد و صوفئ نه تعيين بهر مردم مقتدا و پيشوا كردم شدم خود عهده دار پيشوايئ در همه عالم به تيپا ، پيشوايان را ، به دور از پيش پا كردم بدون اسقف و پاپ و كشيش و مفتئ اعظم خلايق را به امر حق شناسئ آشنا كردم نه آوردم به دنيا روضه خوان و مرشد و رمال نه كس را مفتخوار و هرزه و لات و گدا كردم نمودم خلق را آسوده از شر رياكاران به قدرت در جهان خلع يد از اهل ريا كردم ندادم فرصت مردم فريبئ بر عبا پوشان نخواهم گفت آن كارئ كه با اهل عبا كردم به جائ مردم نادان ، نمودم خلق گاو و خر ميان خلق آنان را پئ خدمت رها كردم مقرر داشتم خالئ ز منت ، رزق مردم را نه شرطئ در نماز و روزه و ذكر و دعاكردم نكردم پشت سر هم ، بندگان لخت و عور ايجاد به مشتئ بندگان آبرومند اكتفا كردم هر آنكس را كه مئ دانستم از اول بود فاسد نكردم خلق و عالم را ، برئ از هر جفا كردم به جائ جنس موذئ آفريدم مردم دل پاك قلوب مردمان را، مركز مهر و وفا كردم نكردم خلق ، آمريكا و روس و انگلستان را به موجودات عالم صلح و يكرنگئ عطا كردم سرئ كو داشت بر سر فكر استثمار كوبيدم دگر قانون استثمار را در زير پا كردم رجال خائن ومزدور را ، در آتش افكندم سپس خاكستر اجسادشان را بر هوا كردم نه جمعئ را برون از حد بدادم ثروت و مكنت نه جمعئ را به درد بئ نوايئ مبتلا كردم نه يك بئ آبرويئ را ، هزاران گنج بخشيدم نه بر يك آبرومندئ ، دوصد ظلم و جفا كردم نكردم هيچ فردئ را ، قرين محنت و خوارئ گرفتاران محنت را ، رها از تنگنا كردم به جائ آنكه مردم را گذارم در غم و ذلت گره از كارهائ مردم غم ديده وا كردم بجائ آنكه بخشم خلق را امراض گوناگون به الطاف خدايئ ، درد مردم را دوا كردم جهانئ ساختم پر عدل و داد و خالئ از تبعيض تمام بندگان خويش را، از خو د رضا كردم نگويندم كه تا ريگئ به كفشت هست از اول نكردم خلق شيطان را، عجب كارئ بجا كردم چو مئ دانستم از اول كه در آخر چه خواهد شد نشستم ، فكر كار انتها را، ابتدا كردم نكردم اشتباهئ چون خدائ فعلئ عالم خلاصه هر چه كردم خدمت و مهر و صفا كردم زمن سر زد هزاران كار ديگر تا سحر ، ليكن چو از خود بئ خبر بودم ندانستم چه ها كردم سحر چون گشت ، از مستئ شدم هشيار خدايا ، در پناه مئ ، جسارت بر خدا كردم شدم بار دگر يك بنده درگاه او، گفتم خداوندا ، نفهميدم ، غلط كردم ، خطا كردم |
|||
|
|
|
| The Following User Says Thank You to Hell_Welder For This Useful Post: |
NouNoush (1 Week Ago)
|
|
(#9)
|
|||
|
IP Newfangled Member
![]() Offline
Real Name: Noushin
Posts: 94
Join Date: Apr 2007
Location: London
Thanks: 375
Thanked 244 Times in 79 Posts
|
in jenaabe Hell_Welder vase har subjecti ye she're amade dare. dastate tala, she're hooshanget kheili be jaa bood. thanks.
|
||
|
|
|
جوشکار جهنم --Hell Welder-- |
|
(#10)
|
||||
|
IP Innovative Member
Offline
Posts: 18
Join Date: Feb 2008
Thanks: 4,294,967,295
Thanked 35 Times in 17 Posts
|
خواهش میکنم . قابلی نداشت . از شما هم به خاطر مطالب جالبتون ممنونم
خیلی وقته که کسی به داستان ها و کلا همه اون چیزایی که کاملا برای خودمونه علاقه نشون نمیده . همه چیز به شدت با بی فرهنگی وحشیه عربی مخلوط شده . تاریخ دستکاری شده . اکثرا هم اینو میدونن ولی نمیخان کاری بکنن . اصلا برای کسی مهم نیست .کسی به این اب و خاک احساس مالکیت نمیکنه . همه فکر خودشونن . یه بدبختی بزرگ افتاده تو این کشور که داره هویت رو کاملا از بین میبره بی هویت بودن چیز الکی نیست . اینکه زبان فارسی که ما داریم صحبت میکنیم تو امار امسال تبدیل شده بود به یکی از لهجه های زبان عربی و اصلا دیگه زبان مستقلی نام فارسی وجود نداره شوخی نیست. دیروز 22 بهمن بود من تهران بودم . با چند تا از بچه ها رفته بودیم کار داشتیم . خلاصه داشتیم در مورد فلسفه عدم وجود صحبت میکردیم . من با اونایی که به ماورائ الطبیعه اعتقاد دارن مشکل دارم . با اونایی که به خدا اعتقاد دارن ابم تو یه جوب نمیره . اونایی که به دین باور دارن رو به هیچ وجه نمیتونم تحمل کنم با ابن تفاصیل همین جوری که تو ترافیک داشتیم جلو میرفتیم و بحث میکردیم یه پلا کارد بزرگ از جلو ما رد شد که روش نوشته بود ........... ما مطیع رهبریم |
|||
|
|
|
| The Following User Says Thank You to Hell_Welder For This Useful Post: |
NouNoush (18 Hours Ago)
|
|
(#11)
|
|||
|
IP Newfangled Member
![]() Offline
Real Name: Noushin
Posts: 94
Join Date: Apr 2007
Location: London
Thanks: 375
Thanked 244 Times in 79 Posts
|
sorry ke nemitoonam farsi benevisam
.rastiatesh man in moshkel ro dar eteghade be din nemibinam. in moshkel az jaie digeiii shoroo mishe, va oon ejbar be eteghade, va inke be khorde shoma midan : "ma motie rahbarim" ra, hala mikhai bash mikhai nabash. zabane arabi ro ham ke migi dare behemoon tahmil mishe, akhe vase kheili ha sood dare. be nazare man ta vaghti ke ye mellat dar nazar haaie shakhsie ham dekhalat konan, oon mellat va'zesh hamine ke hast. man ham aghaiedet ro dar morede din kamelan ghabool daram (albat man vase khodam ye khodaii daram ke hala nemidoonam maale shoma ham hast ya na ); vali ellate aghab oftadegie Irane azizemoon va az bein raftane farhangemoon ro eteghade digaran be din nemidoonam. |
||
|
|
|
![]() |
| Currently Active Users Viewing This Thread: 1 (0 members and 1 guests) | |
|
|
Similar Threads
|
||||
| Thread | Thread Starter | Forum | Replies | Last Post |
| aya midoonestid ke... | nina1369 | Other | 0 | 09-05-2007 04:38 PM |
| clipe jashne 4SHANBEH SOURI !!!!! | Arsenal666 | Persian | 5 | 03-12-2007 03:10 AM |
| Aksaye jashne Tavalod Khatami !!!!! | Arsenal666 | Other | 18 | 02-20-2007 12:51 AM |
| che jashne tavallode toopi | imdo | Clip | 6 | 07-14-2006 03:33 AM |