|
نقش رنگها در بهبود بخشيدن به زندگي

|
تا به حال شده است براي اين كه
احساس آرامش بيشتري كنيد خودتان
را بين ملحفه هاي سبزرنگ بپيچانيد
تا به خواب رويد؟
آيا برايتان پيش آمده هنگام انجام
يك مصاحبه شغلي لباسي به رنگ قرمز
بپوشيد و آن را عامل موفقيت خود
بدانيد؟
آيا رنگهايي كه در لباس و
دكوراسيون خانه شما به كار رفته
اند مي توانند رفتار و سطح انرژي
يا زندگي شما را بهبود بخشند؟ مي
توانيد امتحان كنيد.
سبز ليمويي:
پوشيدن لباسي به اين رنگ يا
استفاده از آن در تزيين و
دکوراسيون منزل مي تواند توانايي
منطقي و پيگير بودن شما را
بيفزايد.
سبز ليمويي به شما اين امکان را
مي دهد که بفهميد براي پيشرفت
بيشتر خود به چه چيزي نياز داريد.
سبز:
لباس يا دکوراسيون سبزرنگ کمک مي
کند احساس نزديکي بيشتري با طبيعت
داشته باشيد و نيز باعث مي شود به
ديگران احساس راحتي و آرامش
بيشتري ببخشيد.
استفاده از اين رنگ همانند يک خاک
حاصلخيز باعث مي شود دنيايي پربار
براي شما به وجود آيد. طبيعت ذاتي
اين رنگ که نوعي توازن و تعادل در
خود دارد، شما را تشويق مي کند به
نجواي درون خود گوش دهيد و بفهميد
براي اين که شما و ديگران از
احساس راحتي بيشتري برخوردار
باشيد به چه چيزي نياز داريد.
سبز كله اردكي:
اين رنگ توانايي شما را در قدرت
انتقال فکر افزايش مي دهد. همچنين
باعث مي شود سياست بيشتري در
زندگي تان داشته باشيد.
استفاده از اين رنگ که نوعي آبي
آميخته با سبز است به شما اين
باور را القا مي کند که مي توانيد
با دست خود آينده اي دلخواه
بسازيد.
آبي:
لباس و آرايش آبي رنگ ، شما را
بيشتر رويايي مي کند و الهامات
شما را افزايش مي دهد. اين رنگ
بسيار آرامش بخش بوده و باعث
متمرکز شدن افکارتان مي شود.
اثر آرامش بخش اين رنگ باعث مي
شود برنامه ها و افکار مغشوش از
ذهنتان خارج شوند و روياها و
اهدافتان نظم و ترتيب بيشتري
بگيرند.
نيلي:
رنگ لباس يا تزيينات و آرايشي که
به رنگ نيلي باشد مي تواند قدرت
خطرپذيري شما را افزايش دهد. نيلي
اعتماد به نفس بيشتري به شما مي
دهد تا به نقشه هايي که در سر مي
پرورانيد جامه عمل بپوشانيد.
استفاده از رنگ نيلي که نوعي آبي
آميخته با قرمز است ، کمک مي کند
آينده اي خوب و برنامه ريزي شده
را براي خودتان ايجاد کنيد.
اين رنگ به شما کمک مي کند
دلواپسي هايتان را به کارهايي
مثبت تبديل کنيد.
بنفش:
رنگ بنفش بر خيالپردازي شما مي
افزايد و کمک مي کند احساس قدرت و
اختيار بيشتري کنيد.اين رنگ
همچنين سبب تقويت کردن عمق
احساسات شما مي شود و شما را صاحب
اراده اي مصمم تر مي کند و
توانايي تان را در ارائه
راهبردهاي جديد در زندگي افزايش
مي دهد.
بنفش تيره:
اين رنگ اشتياق و خوشبيني شما را
افزايش مي دهد. استفاده از اين
رنگ به شما الهام مي کند بايد
کاري جديد را آغاز کنيد.
اگر لباسي به اين رنگ بپوشيد يا
در دکور منزلتان از اين رنگ بهره
گيريد بد گماني شما را کاهش مي
دهد و فرصتهاي جديدي را براي شما
مي گشايد.
قرمز:
لباس و آرايش قرمزرنگ شما را
بيشتر اهل عمل مي کند و پرمايه و
مبتکر مي سازد. استفاده از قرمز
آتشين به شما علم و قدرت اين را
مي دهد که حرف دلتان را براحتي
بزنيد و آنچه را دوست داريد به
دنيا بگوييد.
نارنجي پررنگ:
استفاده از اين رنگ در لباس و
دکور منزلتان کمک مي کند به شخصيت
خود احترام بيشتري بگذاريد.
نارنجي پررنگ شما را تشويق مي کند
تا خودتان را قبول داشته باشيد و
آنها را که دوستشان داريد، تحسين
کنيد.
نارنجي:
رنگ نارنجي به شما احساس شهامت و
بيباکي مي دهد. اين رنگ که
گرمترين رنگ اتمسفر است نظم و
ترتيبي را که نياز داريد تا
انتظارات غيرواقعي را از خود دور
کنيد به شما مي بخشد.
طلايي:
استفاده از رنگ طلايي در لباس و
آرايش يا وسايل منزل باعث مي شود
احساسات و سرزندگي شما بيدار شود.
استفاده از رنگ طلايي به شما
نيرويي مي بخشد تا آن چيزي را که
باعث خرسندي و رضايت خاطرتان مي
شود، پيدا کنيد.
زرد:
رنگ زرد باعث مي شود ذهنتان بيشتر
باز شود. استفاده از رنگ زرد که
روشن ترين رنگ در طيف است ذهني
سيال تر و بازتر را براي شما خلق
مي کند.
اين رنگ سبب مي شود نقطه نظرات
ديگران را بهتر بفهميد و سياست
بيشتري در زندگي خود اعمال کنيد.
سياه:
استفاده از اين رنگ باعث مي شود
توانايي بيشتري در تمرکز کردن
داشته باشيد. استفاده از رنگ مشکي
، يعني غيبت نور، ناشناخته ها را
به شما نشان مي دهد.
در تاريکي ، افکار شما باطني و
دروني شده و بهتر مي توانيد
برروان و احساسات درست خود تمرکز
کنيد.
قهوه اي:
لباس قهوه اي رنگ يا اتاقي که به
اين رنگ تزيين شده باشد، آگاهي و
هوشياري شما را افزايش مي دهد.
اين رنگ به شما کمک مي کند واقعيت
هر موقعيتي را بهتر دريابيد و
بدانيد چه چيزي براي شما بهترين
خواهد بود.
سفيد:
لباس يا دکوراسيون سفيدرنگ قدرت
تحليل شما را افزايش مي دهد.
استفاده از رنگ سفيد که اصل همه
رنگهاست ، به شما احساس آزادي و
رهايي بيشتري مي بخشد
اين رنگ هر موقعيت يا ارتباطي را
که باعث مي شود بتوانيد از حل
مشکلاتتان برآييد براي شما روشن
مي کند
|
رنگ
قرمز

این رنگ نشان میل شدید نسبت به چیزی یا کاری و نمادی از حسرت، تمایل و
اشتیاق است .قرمز رنگ عشق و خون است. قرمز رنگ جنگ و جرات و جسارت است.
قرمز رنگ نفسانیات و اعلام خطر است و سمبل عشق و تحرک. در بسیاری از
کشورها از جمله ستانهندو رنگ لباس عروسی قرمز است. وبسیاری از کشو رها هم
رنگ قرمز را رنگ شادی میدانند.
روانشاسی رنگ قرمز
انسانهایی که
علاقه وافری به رنگ قرمز دارند در رده تیپ روانشاسی قرمز قرار میگیرند.
قرمزها انسانهای قدرتمندی هستند و از انرژی سرشاری برخوردارند.به گونهای
که ذخیره انرژی انها نا تمام به نظر میرسد. انها هیچگاه در ابتدا از
سختی و سهولت کار پرسشی نمیکنند بلکه بی درنگ دست به کار میشوند. انان
مدیرانی قوی، سر سخت، جاه طلب، حکم فرما و خواستار اولویت و ارجحیت هستند
به گونهای که هیچ ایراد و انتقادی هر چند کوچک نمیپذیرند. سبک رهبری
آنان سلطه جویانه، ارباب گونه، ریاست طلبانه و گاه ستیزه جویانه و تجاوز
کارانه است. انسان قرمز با کمال علاقه مدیریت و رهبری را به دست گرفته و
نقشی تعیین کننده ایفا میکند. در اجتماع رخدادها قرار میگیرد و این کار
رانیز با علاقه و تمایل انجام میدهد .
تیپ قرمز بسیار رک و صادق
است. همسر مناسب این افراد. فردی از تیپ آبی است. یک زندگی خانوادگی آرام
و هارمونیک برای این افراد تنها با تیپ آبی قابل درک است. چرا که آبیها
عقب مینشینند و فرمان پذیری میکنند تیپ قرمز در درون خود تصور اثبات
شده نادرستی دارد و گمان میکند که هیچ مشکلی با دیگران ندارد. دلیل این
واقعیت پنهان است که او معمولاً به نظرها و عقاید اطرافیانش گوش نمیسپارد
و علاقهای به شنیدن آنها ندارد.
قانون زندگی قرمزها میگوید: انسان میتواند هر آنچه را میخواهد بدست آورد. و خواستن توانستن است. شعار قرمز هاست .
قرمز رنگ انسانهای تند خو و آتشین مزاج است که با کمی ناراحتی از کوره در میروند
قرمز رنگ متولدین فرودین است. تعداد بسیار کمی از متولدین برج قوچ رنگ قرمز را رنگ مورد علاقه خود نمیدانند
چگونه
استرس خود را بهتر اداره کنيم
استرس
که بزرگترين وشايع ترين بيماري قرن است مي تواند باعث بروز مشکلا تي در بدن وايجاد
اشفتگي هايي در ظاهر شود . علاوه بر اين استرس موجب تغيير در رفتار نيز مي شود
هيچ
سطح استرس واحدي وجود ندارد که براي همه افراد مناسب باشد . همه ما مخلوقاتي منحصر
به فرد با نيازهاي خاص خود هستيم . بد ين ترتيب موضوعي که باعث مضطرب شدن فردي مي
شودممکن است در فرد ديگر چنين حسي راايجاد نکند .حتي اگر بپذ يريم موضوع خاصي براي
همه نگران کننده است هر کدام از ما تمايل دارد که پاسخ وعکس العملهاي متفاوتي نسبت
به آن موضوع نشان دهد .
مطلوبترين
سطح استرس آن است که باعث تحريک وانگيزش ما براي پيشرفت شود اما احساس دل شوره
ونگراني در ما ايجاد نکند . مسائلي که مارا دچار استرس مي کنند ومقدار استرسي که
در حالت اضطراب قادر به تحمل آن هستيم با افزايش سن تغيير مي يابد . مشخص شده است
که اغلب بيماريها با استرس هاي مزمن افراد در ارتباطند . اگر دچار علائم استرس
هستيد واز حد مطلوب آ ن فراتر رaفته ايد در اين حالت بايد از استرس موجود بکاهيد
ويا توانائي خودرا براي اداره نمودن آن افزايش دهيد.
يکي
از راههاي مقابله با استرس ،تغيير دادن منبع استرس ويا نحوه عکس العمل نشان دادن
به آ ن است.
نکات
زير مي توانند براي کنترل بهتر استرس مفيد باشند
1
- از مسائلي که باعث ايجاد استرس مي شوند واحساسات وعکس ا لعمل هايي که به آ ن
نشان مي دهيد کاملا " آ گاه شويد.به اضطراب خود توجه کنيد وآن را ناديده
نگيريد . بهراحتي از کنار مشکلات خود عبور نکنيد. دريابيد که کدام وقايع باعث
اضطراب
شما مي شوند . دقت کنيد که در درونتان راجع به مفهوم اين وقايع چگونه مي انديشيد .
در يابيد که بدنتان چگونه به استرس پاسخ ميدهد . آيا دچار اضطراب مي شويد ويا با
مشکلات جسمي مواجه مي گرديد . اگر چنين است اين علايم دقيقا" کدامند
مسائلي را که قادر به تغيير آن ها هستيد را بشناسيد
آيا
مي توانيد مسائلي راکه باعث بوجود آمدن استرس در شما مي شوند با حذف کامل آنها ويا
پرهيز از رويارويي با آن هاتغيير دهيد ويا شدت آن ها را کاهش دهيد ؟براي کنترل
بهتر اين مسائل به جاي اداره روزانه يا هفتگي آنهارا در يک دوره طولاني تر اداره
نمائيد
آيا
مي توانيد مدت زمان در معرض استرس قرارگرفتن خود را کوتاهتر کنيد ؟ در اين مورد
شما مي توانيد به خود زنگ تفريح
بدهيد
. مي توانيد براي انجام تغييرات ضروري وقت وانرژي لازم را اختصاص دهيد . با مد
يريت زمان وهدف سازي واستفاده از روشهاي شاد مي توانيد اين کار را انجام دهيد
شدت عکس العمل هاي خود را نسبت به استرس کاهش دهيد
عکس
العمل هايي که به استرس نشان مي دهيم نسبت به ميزان درک وآگاهياز خطري که ممکن است
مارا تهديد کند
مي
تواند متفاوت باشند اين خطر ممکن است روحي يا جسمي باشد . شما چگونه ايد؟آيا
مسايلي راکه باعث بوجود آ مدن استرس مي شوند در حالتي غير واقعي يا بزرگ تر از آن
چه که هست مي بينيد ومشکلي را که با آ ن روبرو شده ايد بي دليل به يک فاجعه مبدل
مي سازيد ؟ آ يا انطظار داريد همه را از خود راضي نگه داريد ؟ آيا نسبت به مسائل
عکس العمل هاي شديد نشان داده وآنهارا کاملا" بحراني وپيچيده مي بينيد ؟آيا
احساس مي کنيد هميشه بايد در همهموقعيتها پيروز باشيد؟ اگر چنين است بايد براي
پذيرفتن ديدگاههاي متعادل تر تلاش نمائيد . سعي کنيد به جاي اينکه استرس را مسئله
اي بيابيد که بر شما چيره خواهد شد آن را موردي بدانيد که مي توانيد با آ ن مقابله
کنيد . متعادل نمودن احساسات بيش از اندازه مي تواند بسيار مفيد واقع شود.
بياموزيد که چگونه عکس العمل هاي جسمي خودرانسبت به استرس متعادل نماييد.
چند نفس آرام وعميق ضربان قلب وسرعت تنفس شمارا به حالت عادي برمي گرداند.
تکنيک هاي تمدد اعصاب مي توانند از فشارهاي وارده برعضلات بکاهند . يکي ازاين
تکنيکها تمرين تمرکزفکراست . به اين صورت که چهار زانو باستون فقرات صاف به طوري
که دستها روي ران باشد ، چشمهارا ببنديد و به دم وبازدم خود توجه کنيد. آرام و
مطلع از وضعيت بدن به مدت چند دقيقه بنشينيد . بعد از مدتي احساس مي کنيد که استرس
شما کم کم ازبين مي رود
تجويز دارو توسط پزشک نيز مي تواند به طور کوتاه مدت در متعادل نمودن واکنش هاي
جسمي فرد نسبت به استرس موثر باشد گر چه تجويز دارو به تنهايي راه حل مناسبي براي
ملا يم نمودن اين واکنش ها نيست . فراگيري روشهاي ارادي متعادل سازي اين واکنش ها
، براي ملا يم سازي آ ن ها به طور بلند مدتارجح تر هستند
جسم خود را بسازيد .
براي
مراقبت از قلب وعروق 3 تا4 بار در هفته ورزش کنيد ( تمرينات ريتميک طولا ني مدت
مانند پياده روي ، شنا ، دوچرخه سواري ، دو ميداني جزو يهترين تمرينات هستند ) کار
شناسان معتقدند افرادي که در معرض استرس قرار دارند بايد به قدم زدن وبازي با بچه
ها پردازندتا هورمون شادي در بدنشان بيشتر ترشح شود . همچنين معتقدند که تمرينات
ورزشي با حالات رواني رابطه داردزيرا اين تمرينات باعث کم شدن سطحکورتيزول مي شود
وسروتونين را که از آن به هورمون شادي تعبير مي شود افزايش مي دهد .
از همه گروههاي غذايي بطور متوازن استفا ده نماييد . خود را به وزن متعادل برسانيد
. کمي فراغت وتفريح را در کنار کار فراموش نکنيد . هر وقت که مي توانيد به خود زنگ
تفريحي بدهيد حتي براي چند دقيقه از محييط کار خود خارج شده و استراحت کنيد . به
اندازه کافي بخوابيد ودر حفظ برنامه واستراحت وخوا خود تا حد امکان جدي وسخت گير
باشيد .
قبل از خواب فعاليت پر تحرک نداشته باشيد . واگر امکان داشته باشد يک نوشيد ني گرم
بنوشيد .
روح خود را بسازيد
ارتباطات
ودوستي هاي مشترک خودرا افزايش دهيد . اهداف فود را دنبال کنيد ، اهداف واقع گراانه
اي که براي خود شما مهم هستندنه اهدافي که ديگران آ نهار ابراي شما در نطر مي
گيرند . هميشه انتطار کمي نااميدي، شکست وناراحتي را داشته باشيد . هميشه آرام و مهران
و دوست خود باشيد.
هروئين -
روانشناسي اعتياد
.jpg)
هروئین یک داروی مخدر غیر
قانونی است که از خشخاش تریاک
ساخته می شود . خشخاش تریاک ،گیاهی
است که در خاورمیانه ،جنوب
شرقی آسیا و بخشهایی از مرکز
و جنوب آمریکا یافت می شود .در
محصول تریاک دانه ( تخم )
خشخاش را برش داده و از آن
شیره به بیرون جاری می شود .
عنصر سازنده اصلی آن شیره ای
است از تریاک خام به نام
مرفین ،مرفین به آسانی بوسیله
یک فرایند شیمیایی به هروئین
تبدیل می شود .در سال 1973
دانشمندان کشف کردند که در
مغز گیرنده هایی برای مخدرها
وجود دارد. به عبارت دیگر،محل
هایی بر روی نورونها برای
شناختن (جذب ) مخدرها وجود
دارد.این گیرنده ها در بخش
های مهمی از مغز برای تنفس ،درد
و هیجانها واقع شده اند . کشف
گیرنده های مخدر در نقاط
برجسته مغز این سوال را مطرح
کرد که چرا نورونها این چنین
گیرنده هایی دارند.دو سال بعد
، دانشمندان پاسخ آن را پیدا
کردند . خود مغز مخدرهای
شناخته شده ای مثل «
اِندروفین ها » را می سازد .
اندروفین همیشه در مغز وجود
دارند .
اما آنها ( اندروفینها ) هنگامی
که در افراد و حیوانات درد یا
استرس های پائینی وجود دارد به
مقدار زیادی آزاد می شوند.
- تاریخچه ای از مخدرها مدارک
نشان می دهد که مخدر بوسیله
مصریان باستان، یونانی ها و رومی
ها استفاده قرار می گرفته .به نظر
می آید خشخاش در 600 سال پیش از
تاریخ در صنعت مصری تسویه شد (
صاف شد ) . 800 سال پیش از میلاد
مسیح تریاک به اطراف چین وارد شده
بود . نزدیک به سال 1600 استعمال
تریاک در سراسر چین متداول شده
بود .در سال 1680 پزشک معروف
انگلیسی به نام « توماس سیندنهام
» تریاک را به حوزه طبی معرفی کرد
. در قرن 17، مردمان بسیاری در
اروپا که مشکلات بهداشتی ( سلامتی
) گوناگونی داشتند بوسیله تریاک
درمان شده بودند . در سال 1729
تریاک که به صورت غیر قانونی
ساخته شده بود در چین استعمال می
شد ولی بزودی واردات تریاک تحریم
شد . این تحریم تجارت انگلیسی ها
را که متصدی محصول گرانبهایی
بودند را دگرگون کرد . اما هنوز
تریاک در چین قاچاق می شد و این
باعث جنگهای تریاک در (1842-1839
) و ( 1860 – 1856 ) بین انگلیسی
ها و چینی ها شد .در آمریکا تریاک
برای درمان سربازان به هنگام
جنگهای داخلی استفاده شد ( 1865-
1861 ) . در اواخر سال 1800 ،پزشکان
تجویز نیرو بخش هایی را که شامل
مخدرهای بسیاری بودند را مشروط
کردند . اینها به ندرت فهرست
داروهای مخدر و عنصر سازنده آن را
انجام دادند . در حقیقت ،هروئین
به عنوان یک دارو برای سرفه کردن
و معالجه اعتیاد به مرفین فروخته می
شد . در هر حال بسیاری از پزشکان
علاقمند بودند که با چنین
درمانهایی ،درمان اعتیاد را
تقریباً امکان پذیر کنند .-
زمانهای مهم در تاریخچه مخدرها
1803 -بوسیله « فردریک سرتورنر »
مرفین از تریاک جدا شده بود.
1832- کدئین از تریاک استخراج شده
بود.1853- آمپول ( سوزن ) زیر
پوستی ساخته شد. 1874 – هروئین
برای اولین بار از مرفین تولید شد
.1898 – شرکت « بایر » هروئین را
بعنوان جانشینی برای مرفین معرفی
کرد. 1906-در نیازهای درمانی لازم
بود که خوراکی هایی خالص و عمل
داروهایی را که شامل هروئین می
شدند را طبقه بندی کنند (نامگذاری
کنند ).1914- «هریسون » برای
توزیع مخدر مالیات را اضافه کرد .
1922- در رابطه با عمل وارد و
صادر کردن مواد مخدر – وارد کردن
تریاک خام محدود بود مگر برای
استفاده در موارد پزشکی و طبی.
1924 – عمل هروئین – هروئین به
صورت غیر قانونی جعلی ساخته شد و
تحت تصرف درآمد .1930- دفتر پیمان
مخدرها ایجاد شده بود. 1970- عمل
نظارت بر مواد اصلی آن ( مواد
مخدر ) قدیمی شده بود – داروها را
طبقه بندی کردند و قوانین و
مجازاتهایی را برای مخدرها
گذاشتند.
- هروئین چگونه مصرف می
شود ؟ هروئین خالص می
تواند انواع زیادی داشته باشد .
هروئین می تواند باپودر شیر ( شیر
خشک ) شکر ،بکینگ پودر ،پروکافین
و لیدوکائین ( بیهوشی های موضعی )
یا حتی پاک کننده لباس پودر تالک
،نشاسته ،پودر کاری ، پاک کننده
Ajax یا استریکنین آمیخته شود .
همه این( مواد اعتیاد آور) در
صورتی که درون رگهای خونی تزریق
شوند خطرناک هستند . هروئین بصورت
پودر استنشاق یا کشیده می شود و
یا می توان آنرا با آب جوشاند سپس
تزریق کرد . هروئین به دلیل
قابلیت حلالیت بالا به مایعات از
میان سد مغزی – خونی ،100 بار
سریع تر از مرفین عبور می کند .
اثرات در تزریق به سیاهرگ ( تزریق
وریدی ) در عرض 7 تا 8 ثانیه حاصل
می شود . اثرات در تزریق به
ماهیچه ( تزریق عضلانی ) یا زیر
پوست ( تزریق زیر پوستی ) می
تواند در عرض 5 تا 8 ثانیه بروز
کند . بعضی اوقات معتادین تا 4
بار در روزبه خودشان هروئین تزریق می
کنند .
- اثرات مصرف هروئین :
روی هم رفته مصرف هروئین باعث ضعف
سیستم اعصاب مرکزی می شود .
- تعدادی از اثرات مصرف
هروئین : ــ بی دردی (
فقدان حس درد )ــ شنگولی و سرخوشی
مختصر ( حمله یا احساس بهزیستی )
ــ تهوع ــ خواب آلودگی ،نئشگی ــ
کاهش اضطراب ــ کم بودن غیر طبیعی
حرارت بدن ــ کاهش تنفس ،اشکال در
تنفس ــ کاهش سرفه ــ مرگ در
نتیجه مصرف بیش از حد – اغلب خلوص
دقیق و واقعی و ظرفیت دارو برای
مصرف کننده شناخته شده نیست . در
این صورت مصرف افراطی می تواند
باعث مشکلات تنفسی و کما شود .
- تاثیرات در طولانی مدت
تحمل : افزایش میزان
نیاز به دارو برای ایجاد نئشگی و
اثرات دیگر روی رفتار .ــ اعتیاد
: نیاز روانی و فیزیولوژیکی برای
مصرف هروئین . اشخاص تلاش فراوانی
برای مصرف هروئین بیشتر می کنند و
در صورت عدم دسترسی به مواد احساس
بدی خواهند داشت تمایل به مصرف
دوباره هروئین 4 تا 6 ساعت بعد از
آخرین تزریق در معتادان نمایان می
شود .ــ ترک دارو: حدود 8 تا 12
ساعت بعد از آخرین مصرف هروئین ،اشک
از چشم معتادان جاری می شود
خمیازه می کشند و احساس نگرانی و
وحشت دارند . تعریق افراطی ،تب ،انقباض
معده و عضله ،اسهال و لرزش ها تا
چندین ساعت می تواند ادامه پیدا
کند این نشانه های ترک دارو می
تواند برای 1 تا 3 روز بعد از
مصرف اولیه ادامه پیدا کند و یا
حتی 7 تا 10 روز هم طول بکشد . در
بعضی موارد ،بهبود کامل می تواند
زمان بیشتری ببرد .
- دیگر اثرات :
این داروی قوی علاوه بر خطرات
مستقیم ،ریسکهای زیر را به همراه
دارد : HIV /AIDS – استفاده مشترک
از سرنگ مسمومیت – از آلودگی به
سم دارو هپاتیت – لطمه به کبد
عفونت های پوستی – از تکرار تزریق
وریدی دیگر عفونت های باکتریایی و
ویروسی افزایش ریسک حمله اضمحلال
سیاهرگ ها عفونت ریه ها
- هروئین چگونه به مغز
اثر می گذارد ؟ همه
مکانیسم هایی که بوسیله هروئین و
دیگر افیون ها بر مغز اثر می
گذارند شناخته نشده اند همچنین
مکانیسم های دقیق تر که باعث
ایجاد تحمل و اعتیاد می شود
کاملاً شناخته شده نیستند . افیون
ها یک « سیستم وخوشی الذت » در
مغز را به خود اختصاص می دهند .
این سیستم شامل نورون هایی در مغز
میانی است که نوروترنسمیترهای (
ناقلین عصبی )آنها « دوپامین »
خوانده می شود . این نورونهای
دوپامین مغز میانی ساختارهایی را
که اکامبنزهای هستک نامیده می
شوند را طرح ریزی می کنند که سپس
به کرتکس مغز ارائه می شوند .این
سیستم مسئول اثرات خوشی هروئین و
قدرت مواد اعتیاد آور داروست .
دیگر سیستم های نوروترنسمیترها،
مانند آنهایی که منجر به آزاد شدن
آندورفین می شوند ،همچنین احتمال
دارد تا با نشانه های ترک دارو و
تحمل هروئین درگیر (آمیخته ) شود
.
-
درمان مصرف افراطی هروئین و
اعتیاد :
روش های رفتاری اعتیاد به هروئین
معمولاً با دو روش پزشکی و رفتاری
درمان می شود . رفتار درمانی ممكن
است به افراد پاداشهایی را برای
آزمايشهاي منفي دارويي بدهد .دردرمانهای
دیگر ممکن است رفتار جستجوی
دارويی معتادان را تغییر دهند .Naloxone
به افرادی که از هروئین بیش از حد
استفاده می کنند دارویی به نام
Naloxone داده می شود Naloxone یک
بلوکه گیرنده افیونی است که
گیرنده نورونها را می بندد
بطوریکه مواد اعتیاد آور نمی
توانند کاری بکنند .Methadone
متادون دارویی است که از اثرات
هروئین و مصرف آن برای چندین دهه
جلوگیری می کند تا اعتیاد به
هروئین درمان شود.متادون می تواند
بلعیده شود( به ندرت تزریق می شود
) . از نشانه های ترک دارو
جلوگیری می کند و اثرات سرخوشی یا
آرام بخشی هم ندارد . LAAM مانند
متادول دارو نیست ،با این تفاوت
که اثرات آن طولانی تر است .
LAAM بوسیله مديريت دارويي
وغذايي آمريكا برای درمان اعتیاد
به هروئین در سال 1993 تائید شده
بود .Buprenorphine Buprenorphine
مشابه شیمیایی یک ماده اعتیاد آور
است . بنابراین ریسک مصرف افراطی
آن از مرفین ،هروئین یا متادون
کمتر است در این دارو نشانه های
ترک دارو وقتی که مصرف آن قطع می
شود خفیف تر است Buprenorphine
بوسیله مديريت دارويي و غذا يي
آمريكا برای درمان اعتیاد به
افیون ها در اکتبر 2002 تایید شده
بود .
ترجمه بهزاد مهدی خانی
|
روانشناسی ازدواج

|
ازدواج يکي
از مراحل مهم در زندگي انسان به
شمار ميرود. نتايج اطلاعات
متعددي که در مورد ازدواج انجام
شده بر اهميت آن در سلامت جسماني
و روان شناختي تأکيده کردهاند.
در دهههاي اخير توجه بسياري از
پژوهشگران و متخصصان باليني و
خانواده به کيفيت روابط زناشويي ،
رضايت زوجين و تأثير آن در سلامت
خانواده جلب شده است. بطور کلي
آنچه در مباحث روانشناسي ازدواج
مورد توجه است بررسي عوامل مؤثر
بر ازدواج و عوامل ارتقاء دهنده
شرايط کيفي ازدواج است که مباحثي
چون نقش عوامل مادي ، فرهنگي ،
رواني ، شخصيتي را بر تصميم گيري
ازدواج و رضايت ازدواج را در بر
ميگيرد.
تاريخچه روانشناسي ازدواج
ازدواج به عنوان يکي از
رويدادهاي مهم مرحله انتقال به
بزرگسالي مقولهاي بسيار پيچيده
است. شروع مطالعه علمي و دقيق در
اين مورد به سال 1930 بر ميگردد،
که بطور گستردهتر در سال 1950
تغييراتي عميق در پروژهشهاي مربوط
به آن صورت گرفت. اولين تحقيق
منتشر شده در مورد روانشناسي
ازدواج اثر ترمن و همکارانش بود.
آنها تلاش کردند به اين سؤال پاسخ
دهند که چه تفاوتهايي ميتواند
بين ازدواج موفق و ناموفق داشته
باشد.
مباحث روانشناسي ازدواج
بطور کلي ميتوان گفت در
روانشناسي ازدواج دو دسته مبحث
کلي مورد توجه است. يک دسته
مباحثي است که به شرايط قبل از
ازدواج و در واقع به مرحله تصميم
گيري براي ازدواج ميشود، در دسته
ديگر مطالبي را شامل ميشود که به
مراحل حين ازدواج و بعد از ازدواج
مربوط هستند. در زير به برخي از
آنها ميپردازيم.
تصميم گيري براي ازدواج
در اين مرحله تلاش ميشود سؤالاتي
از اين قبيل پاسخ داده شود که يک
فرد چگونه ميتواند زوج مناسبي
براي خود انتخاب کند؟ در انتخاب
زوج چه اولويتهايي را مد نظر قرار
دهد؟ آيا شرايط مادي مهمتر هستند
يا شرايط خانوادگي و فرهنگي؟
عوامل شخصيتي تا چه اندازه
ميتواند ازدواج موفقي را پيش
بيني کند؟ آيا تناسب و همانندي در
صفات شخصيتي مهمتر است يا مکمل
بودن اين خصوصيات؟ چگونه ميتوان
فهميد دو نفر از لحاظ شخصيتي چقدر
با يکديگر تناسب دارند و غيره.
روانشناسي ازدواج تلاش کرده با
انجام تحقيقاتي به سؤالات فوق
پاسخهاي مناسب ارائه داده و نتايج
يافتههاي خود را در فرآيند
مشاوره ازدواج در اختيار افراد
قرار دهد.
آنچه در
فرآيند مشاوره ازدواج در اين
مرحله مورد توجه است، رعايت اصل
تناسب و اصل اولويت بندي است. بر
اساس اصل تناسب گفته ميشود هر
اندازه افراد از لحاظ شرايط مادي
، فرهنگي و شخصتي ، تحصيلي متناسب
با يکديگر باشند ازدواج موفقتري
خواهند داشت. به همان اندازه که
ازدواج يک فرد از طبقه اقتصادي
بسيار بالا با فردي از طبقه
اقتصادي پايين عدم هماهنگي و در
نتيجه احتمال عدم موفقيت را به
همراه خواهد داشت، عدم تناسب
ويژگيهاي شخصيتي نيز (حتي بيشتر)
مشکلات عميق را بروز خواهد داد.
تصور کنيد
ازدواج يک فرد با ويژگي شخصيتي
برونگرايي با فردي با ويژگي
شخصيتي درونگرايي را. با توجه به
اينکه افراد برونگرا تمايلات شديد
به شرايط بيروني مثل برقراري
روابط اجتماعي ، حضور در جمع و
غيره دارند و افراد درونگرا برعکس
تنهايي را بيشتر ميپسندند، به
نظر شما ازدواج موفقي خواهند داشت.
بر اساس اصل الويت بندي گفته
ميشود چون در عمل ، امکان ازدواج
با فردي که از تمام جنبهها مطابق
با شرايط و مدارکهاي فرد باشد
پايين است، بنابراين توصيه ميشود
با اولويت بندي و امتياز دهي به
هر يک از جنبههاي مورد ملاک ،
تصميم گيري را آسانتر انجام دهند.
اين نوع اولويت بندي در کليه
تصميم گيريها مورد نظر است.
شروع و تداوم ازدواج
در اين مرحله مسائلي
مورد بررسي قرار ميگيرند که آغاز
يک ازدواج موفق و تداوم آنرا تحت
تأثير قرار ميدهند. با توجه به
اينکه دو فردي که با امر ازدواج
تصميم ميگيرند زندگي مشترکي را
زير يک سقف آغاز کنند، تفاوتهاي
عميقي دارند که بخشي از آن به
تفاوتهاي زن و مرد و بخش ديگر به
تفاوتهاي اقتصادي ، فرهنگي ،
تربيتي و خانوادگي و ... باز
ميگردد. رسيدن به يک خط تعادلي
مشترک به نظر ، کلي مشکل ميرسد.
البته در اوايل زندگي با توجه به
ويژگي آرمانگرايي که هر دو طرفين
دارند، اين مشکلات هر چند وجود
دارند اما شايد کمتر به چشم
بخورند.
در هر حال
لازم است افراد در شرف ازدواج و
زوجهاي جوان مطالبي را که معمولا
به عنوان عوامل آسيب رسان به
رابطه همسران شناخته ميشوند
بشناسند و در مواردي که به
استحکام روابط آنها کمک ميکنند
آموزش بينند. روان شناسي ازدواج
در اين مرحله آشنايي با تفاوتهاي
زن و مرد ، روند حل مسأله ،
مواجهه با تغييرات اساسي ، شيوه
تعاملات مناسب را آموزش ميدهد.
چه
عواملي تأثير منفي بر ازدواج
ميگذارند؟
عوامل زير در عدم موفق
ازدواج تأثيرات اساسي دارند:
* عدم
تناسب فرهنگي ، اجتماعي ، شخصيتي
و اقتصادي
عدم
آشنايي زوجها با برقراري ارتباط
مناسب و تعاملات سازنده: زوجهايي
که روابط متعادلتري برقرار
ميکنند، معمولا موفقتر هستند.
زوجهاي ناموفق افرادي بودهاند که
يک يا هر دو آنها توان برقراري
رابطه مثبت را نداشتهاند يا بيش
از حد به اين روابط بها دادهاند،
بطوري که به نوعي وابستگي کشانده
شدهاند. به عبارتي به همان
اندازه که سردي در روابط عمدتا
مشکل آفرين است، علاقمندي مفرط و
خارج از حد که به صورت وابستگي و
چسبندگي ظاهر ميشود مشکل آفرين
خواهد بود
عدم
آشنايي زوجها با فرآيندهاي حل
مسأله و مواجهه با تغييرات اساسي
زندگي: با توجه به اينکه هر فردي
در طول زندگي خود با مسائل و
مشکلاتي مواجه ميشود، براي حل
اين مسائل فنوني را بکار ميبرد.
برخي از اين فنون منفي و برخي
ديگر مثبت هستند. هر چه زوجها
توان حل مشکلات را به شيوه مثبت
داشته باشند و مثلا بجاي قهر ،
داد و بيداد و غيره که شيوههاي
منفي هستند، به شيوه مؤثرتري مثل
بحث و گفتگوي آرام و ... مسائل ما
بين خود را حل و فصل کنند، موفقتر
خواهند بود.
ازدواج
قبل از 20 سالگي و يا پس از 30
سالگي
زوجين
بعد از يک اتفاق يا حادثه ناراحت
کننده ازدواج کرده باشند.
يک يا هر دو شريک زندگي در صدد
فاصله گرفتن از خانواده اصلي خود
باشند، يا يکي يا هر دو آنها به
خانواده خود وابسته باشند.
زوجين
داراي منظومهاي از برادران و
خواهران ناسازگار باشند.
زوجين در محلي بسيار نزديک يا
بسيار دور از هر يک از
خانوادههاي اصلي خود سکونت داشته
باشند.
زوجين از نظر مالي ، فيزيکي و
يا عاطفي به خانواده خود وابسته
باشند.
زوجين قبل از يک دوره آشنايي
6 ماهه و يا پس از دوره نامزدي سه
ساله ازدواج کرده باشند.
جشن ازدواج بدون حضور اعضاء
خانواده يا دوستان برگزار شده
باشد.
زن پيش از ، يا در طول اولين سال ازدواج باردار شده باشد.
هر يک از زوجين با برادران ،
خواهران و يا والدين خود رابطه
ضعيفي داشته باشد.
هر يک از زوجين دوران کودکي يا
نوجواني خود را دوران ناخوشايند
تلقي ميکنند.
الگوها در هر يک از
خانوادههاي زوجين بيثبات باشد.
|
چگونه
شاد زندگی کنیم؟

|
«ابراهام لينکلن» گفته است
اغلب مردم تقريباً به همان
اندازه اي شاد هستند که
انتظارش را دارند. در واقع
آنچه که در زندگي براي ما رخ
مي دهد آنقدر ها تعيين کننده
شادي ما نيست، بلکه بيشتر نوع
واکنش ما نسبت به آن
رخدادهاست که نقش تعيين کننده
دارد.
فردي که تازه کارش را از دست
داده است ممکن است اين پيشامد
را به فال نيک بگيرد. پيشامدي
که مي تواند منجر به بروز
موقعيتي تازه براي يک تجربه
شغلي جديد، کشف قابليتهاي
تازه و محک زدن استقلال او در
محيط کار گردد. در شرايط
مشابه ممکن است تصميم بگيرد
که خود را از يک ساختمان بيست
طبقه پايين بيندازد و مشکل را
تمام کند. بنابراين در برابر
يک موقعيت يکسان يکي ممکن است
به وجد بيايد و ديگري اقدام
به خودکشي کند. يکي بدبختي و
فلاکت را مي بيند و ديگري
موقعيتها و فرصتهاي تازه را.
شايد در
اينجا مساله را کمي بيش از
اندازه ساده فرض کرده باشيم
اما به هر حال اين واقعيت به
قوت خود باقيست که ما خود
تصميم مي گيريم که در زندگي
چگونه تحت تاثيرقرار بگيريم.
حتي اغلب کساني که کنترل
رواني خود را از دست مي دهند
باز هم تصميم به اين امر مي
گيرند در واقع اين افراد به
خود مي گويند: مثل اينکه
زندگي کمي بيش از اندازه براي
من دشوار شده است شايد بهتر
باشد براي مدتي کنترل ذهنم را
از دست بدهم.
اما شاد
بودن هميشه آسان نيست. شاد
بودن مي تواند يکي از
بزرگترين مبارزات ما در صحنه
زندگي باشد و گاه مي تواند
تمام پافشاري ها، انضباط فردي
و تصميماتي را که براي خود
فراهم آورده ايم مخدوش کند.
معناي بلوغ، قبول مسئوليت
شادي خويش و تمرکز بر داشته
ها بجاي نداشته ها ست. از آن
جايي که انسان افکار و انديشه
هاي خود را بر مي گزيند
الزاماً تعيين کننده ميزان
شادي هاي خويش است. براي شاد
بودن بايد بر افکار شاد تمرکز
کنيم اما ما غالباً بر عکس
عمل مي کنيم. اغلب تعريف ها و
تمجيدها را ناشنيده مي گيريم
اما حرفهاي ناخوشايند را
مدتها در ذهن نگه کي داريم.
اگر
اجازه بدهيد که يک تجربه يا
يک حرف رکيک ذهن شما را به
خود مشغول کند خود شما از
عواقب آن رنج خواهيد برد.
يادتان باشد که شما زير سلطه
ذهن خود هستيد
اغلب
مردم تعريف ها و تمجيدها را
ظرف چند دقيقه فراموش مي کنند
اما يک اهانت را سالها بخاطر
مي سپارند. آنها مانند آشغال
جمع کن هايي هستند که هنوز
توهيني را که بيست سال پيش به
آنها شده است با خود حمل مي
کنند.
مثلاً
مريم مي گويد: من هنوز يادم
هست که در سال 1340 او چطور
به من گفت که چاق و احمق هستم.
احتمالاً مريم حتي تعريف و
تمجيداتي را که ديروز از او
شده است بخاطر نمي آورد اما
هنوز سطل زباله 30 سال پيش را
به اين طرف و آن طرف مي کشد.
يادم مي
آيد بيست و پنج ساله بودم که
يک روز صبح از خواب بيدار شدم
و به خود گفتم: تا امروز به
اندازه کافي گرفته و غمگين
بوده اي، اگر تصميم داري که
روزي در زندگي آدم واقعاً
شادي بشوي چرا از همين حالا
شروع نمي کني؟ تصميم گرفتم که
آن روز بسيار شادتر از گذشته
باشم و اين تصميم واقعاً
کارساز شد. بعدها از آدمهاي
شاد ديگر پرسيدم: شما چطور به
اين شاديها رسيديد؟ در تمام
موارد جوابهاي آنها دقيقاً
بازتاب تجربه خود من بود. مي
گفتند:
ما به
اندازه کافي بيچارگي و درد و
رنج و تنهايي کشيده بوديم و
تصميم گرفتيم که اين وضعيت را
تغيير بدهيم.
خلاصه
کلام :
گاه شاد
بودن مي تواند کاري بس دشوار
باشد. لازمه شاد زيستن،
جستجوي زيباييها و خوبيهاست.
يکي زيبايي منظره را مي بيند،
ديگري کثيفي پنجره را. اين
شما هستيد که انتخاب مي کنيد
چه چيز را ببينيد و به چه جيز
بينديشيد. کازانتزا کيس گفته
است:
« قلم و
رنگ در اختيار شماست. بهشت را
نقاشي کنيد و بعد، وارد آن
شويد.»
|
|